عيبناك
و سست ...
اميرالمومنينعلي(عليهالسلام)
ميفرمايند: « آميختن با دنياپرستان دين را عيبناك ميكند و يقين را سست. » (1)
كارزار
حقيقي ...
امامخامنـــهاي(حفظهالله)
ميفرمايند: « امروز شما ببينيد وسايل تبليغ در دنيا چقدر متنوع شده؛ اين طرف
دنيا يك نفر جوان پاي دستگاه كوچك مينشيند و افكار،تصورات،تخيلات،پيشنهادهاي فكري
و پيشنهادهاي علمي را از سوي هر كسي – بلكه هر ناكسي – از آن طرف دنيا دريافت ميكند.
امروز ما در يك ميدان جنگ و كارزار حقيقي فكري قرار داريم. اين كارزار فكري به هيچوجه
به زيان ما نيست؛ به سود ماست. اگر وارد ميدان بشويم و آنچه را كه نياز ماست – از
مهمات تفكرات اسلامي و انبارهاي معارف الهي و اسلامي – بيرون بكشيم و صرف كنيم،
قطعا برد با ماست. » (2)
و اما
خودنويسهاي بنده با عنوان حاشيه ... :
حاشيه1:
چند وقتي بود كه بچههاي فعال سايبري كه در اين محيط به "ارزشيها" شهرت
دارند براي بزرگداشت و احترام و مقابله و مجاهده و احياي انديشهي پاك شيعي دست
به اقداماتي زدند كه يكي از بزرگترين آنها برگزاري "دهه بزرگداشت امام عليالنقي
(عليهالسلام)" بود. از طراحي لوگو،پوستر،قالب وبلاگ و ... بگيريد تا ختم و
همخواني روزانهي "زيارت جامعهي كبيره" يادگار و ميراث جاودانهي حضرت
هادي (عليهالسلام).
حاشيه2:
قصد ندارم حالا كه همه چي و چيز تمام شد و دهه گذشت فقط يك يادبود كوچك در حد همين
وبلاگ داشته باشم. بلكه ميخواهم ارزش تماما معنوي و الهي از اين دست كارهاي بزرگ
را براي شخص خودم تبيين كنم! ميخواهم فقط منشأ همت و فعاليت و شور و حمايت جمعي
از كاربران فضاي مجازي را به خوبي درك كنم پس نياز است يك فكري و جستوجويي براي
پيدا كردن منشأ داشته باشم ...
حاشيه3:
گشتم (سرچ) و به اين روايت زيبا رسيدم: در روايتي از امام صادق(عليهالسلام)
خواندم كه ايشان به "داوودبنسرحان" فرمودند:
"
سلام مرا به دوستان و شيعيان ما برسان و اين سخنم را نيز بازگو كن كه خداوند بندهاي
را مورد محبت و مهر خويش قرار ميدهد كه با برادر دينياش اجتماع كند و راجع به
حقانيت و امامت ما صحبت كند، كه در اين صورت سومين نفر فرشتهايي خواهد بود كه
برايشان طلب مغفرت خواهد كرد. "
حاشيه4:
و اين مضمون روايت همان تفاوتي است كه در فعاليت دوستان "ارزشي" نهفته
است و در همت كاربران مذهبي و ولايي. اين همان تفاوتي است كه ارزش كار "ارزشيها"
را آنقدر بالا ميبرد كه حتي خويشتن نيز از دركش عاجز ميمانيم. اين روايت يا
روايات ديگر را ساده نگيريد اين براي دلخوشي و دلگرمي شيعيان آن زمان و اين زمان و
زمانهاي ديگر نيست بلكه "امــــر ولايــــي" است آن هم از جانب معصوم.
حاشيه5:
خوشبهحال آنانكه با علم به مضمون چنين رواياتي قدم بر فضاي مجازي ميگذارند.
حاشيه6:
آخر اينكه حضور "سومين نفر" را هرگز فراموش نكنيد. او هميشه با ماست.
ليــــــنك پيـــــشنهادي:
» یک پاتوق دخترانه ... (بانوان حتما بخوانند ... سایت چارقد)
» تبلیغات با دل یا پوستر و بنر ؟ ... (وبلاگ جدی گفتم چرا میخندی)
(1)
غررالحكم،حديث5072
(2) بيانات امامخامنهاي در
ديدار با علما و روحانيون كرمان 11 ارديبهشت1384
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 22:23  توسط حسین قادري
|
سخن و
درمان ...
اميرالمؤمنينعلي(عليهالسلام)
ميفرمايند: « همانا سخنان فرزانگان اگر صحيح باشد درمان خواهد بود. » (1)
محتوا
و قالب ...
امامخامنـــهاي(حفظهالله)
ميفرمايند: « نفس عرضهي كتاب، نفس كشاندن مردم به ميدان مطالعهي كتاب، كار
مفيدي است. كوشش كنيد كه ... بيشتر به كيفيت پرداخته بشود. ارائهي نوع كتاب، ...
موضوعاتي كه ارائه ميشود، همهاش مؤثر است. بايستي بهترين كارها را از لحاظ نحوهي
ارائه، هنر و قالب انتخاب كرد و الا اگر شما به وجود محتوا به قالب اهميت نداديد،
فرهنگ مملكت زيان خواهد ديد. » (2)
و اما
چندين حاشيه (مثل هميشه) ... :
حاشـــيه1:
شخصا مطالعهي كتاب بالاخص كتابهايي در حوزهي "دفاع مقدس" را از
زماني شروع كردم كه كتاب "من و كتاب" انتشارات سورهي مهر را تهيه كردم؛
كتابي كه مجموعهايي است از بيانات كوتاه و خواندني و مختصر و مفيد "امام سيد
علي خامنهاي" در رابطه با "كتاب و كتابخواني" به همراه تعدادي از
تعريضات حضرت ايشان بر برخي كتب كه اكثرا در همان حوزهي دفاع مقدس هستند.
خوب
خدا توفيق داد و شروع كردم به مطالعه همهي آنهايي كه شرح كوتاه و توصيف زيبايشان
را در انتهاي كتاب "من و كتاب" به واسطهي قلم "ولايـــت"
خوانده بودم و احساس ميكنم دچار "تحليل" براي هر كدام از كتابهاي دفاع
مقدس شده باشم!
حاشـــيه2:
هر كدام از كتب حوزهي دفاع مقدس را كه مطالعه ميكنم با اشارات كوتاه و يا بلند
از مفهوم "ولايتمداري" و "امامت" روبهرو ميشوم. و الان ميتوانم
با تنظيم صفحات هر كدام از كتابها يك مجموعهي كامل از اسناد "ولايتمداري"
و اشارات مصداقي و توصيفي از آن تهيه كنم.
حاشـــيه3:
و به نظرم ميرسد كه يك جاي خالي اساسي در اين ميان وجود دارد! اين جا و فضاي خالي
را پرداخت صرف به موضوع "ولايتمداري" در 8 سال دفاع مقدس ميدانم.
يعني كتاب و كتابهايي كه نمونهها را عنوان كند اعتقاد خاص شيعه در جبهههاي نبرد
حق عليه باطل را چاپ كند. تاثيرات معنوي و مادي اعتقاد "ولايتمداري" و
عشق به يك رهبر به عنوان "امـــــــــــــــــــــــــــام" را در جهاد
دفاعي رزمندهها منتشر كند.
حاشـــيه4:
نمونههاي كوچك و بزرگ و كوتاه و بلندي از "ولايتمداري" در جبهههاي 8
ساله وجود دارد و همچنين گفتهها و ناگفتههاي بسياري. كه يكي از آن نمونههاي
بزرگ و البته كلي آن را ميتوان در جمعيتهاي نظامي كه در آن سالها تازه تأسيس هم
هستند (سپاه و بسيج) مشاهده كرد. زيرا سپاه و بسيج كه اكثرا با شكل و فرم نظامي
مستقلي از نمونههاي نظاممند و اداري و كلاسيك شكل ميگرفتند بر همين اساس برخي
مفاهيم گونهايي ديگر تعريف ميشدند؛ مثلا اطاعت از فرماندهي با رعايت سلسله مراتب
"شجرهي طيبه" ولايت و امامت و نائبالامام صورت ميپذيرفت و نه از باب
اينكه فرمانده فرمانده است (بلكه فرمانده نائب امام است)
حاشـــيه5:
حال اگر موضوع را اينگونه مطرح كردم و آن را خاص براي "مقاومت 8 ساله"
ج.ا.ايــران عنوان كردم فقط يك اشاره در راستاي بسط موضوعي فرمايشات "امــام
امـــت" بود و الا هر كس ميتواند همين موضوع " ولايتمداري" در
جبهههاي نبرد حق عليه باطل در طول تاريخ اسلام گسترش دهد و يا حتي ميتوان به
مقاومت "33 روزه" امت حزب الله لبنان در مقابل رژيم صهيونيستي اشاره كند
و همين موضوع "ولايتمداري" را در آن پيروزي بزرگ جستوجو كند و همچنين
زمان فعلي كه مقولهي "جنگ نرم" و حوادث فتنهگون نيز بكشاند و مصاديق
ولايـــتمداري در انواع و اقسام ريز و درشتش را پيدا كند.
تنبيـــــه:
تنها كتابي كه با مضمون حاشيههاي 1 تا 4 خويشاوند و همكيش بوده و بنده تا به حال
خواندهام (شخصا) كتاب "هـــنر اهـــلبيـــــــت (عليهمالسلام)" است
كه "انتشارات عمـــاد" آن را چاپ كرده است.
ليــــــنك پيـــــشنهادي:
» شاه عبدالعظیم نطلبیده، مراده ( وبلاگ "جدی گفتم" )
(1)
غررالحكم،صفحهي 995
(2)
بيانات رهبرمعظمانقلاب در ديدار با مسؤولان ستاد برگزاري اولين نمايشگاه بينالمللي
كتاب تهران،1366/6/18
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 1:54  توسط حسین قادري
|
تو او
را ميبيني ...
اميرالمؤمنينعلي(عليهالسلام)
ميفرمايند (در توصيف تقواپيشگان) : « از نشانههاي يك پرهيزكار اين است كه تو او
را در دين قوي ميبيني. » (1)
من ميخواهم
...
امامخامنهاي(حفظهالله)
ميفرمايند: « من از جوان 3 چيز ميخواهم : تحصيل تهذيب ورزش. » (2)
حاشـــيه1:
چند وقتي است در اين ايام ابتدايي سال 1391 موفق شدهام تا كتاب زيباي "خاكهاينرمكوشك"
كه در رابطه با شخصيت روحاني و عظيم شهيد برونسي است را مطالعه كنم. خدا ميداند
كه چقدر شهيد برونسي شبيه به مصداق بارز اين كلام اميرالمؤمنين(عليهالسلام)
است. دقيقا من آن شهيد را در دين قوي ميبينم وقتي عناوين هركدام از خاطرات و
روايات كتاب را دوباره مرور ميكنم! او آنقدر معتقد است كه "توسل" و
"اهلبيت(عليهالسلام)" را مثل يك "ابزارجنگي" و "انسانهاينامرئي"
و "امدادهاي غيبي" در دست گرفته و در هر عملياتي كه بخواهد و بتواند از
آن براي شليك به دشمن استفاده ميكند.اگر عامتر و راحتتر و خوديتر بخواهم ايشان
را توصيف كنم اينگونه ميشود »» شهيد برونسي انساني كه "توسل" را خورده
است! يادش جاويدان.
حاشـــيه2:
دنياي امروز خيلي خيلي سعي ميكند تا معادلهي مطرح شده توسط اميرالمؤمنين(عليهالسلام)
را از ما بچه شيعهها بگيرد و يا حداقل كم رنگش كند، مانع بگذارد و يا حتي زيركانهتر
عمل كند و با ظاهري فريبنده معادله را عوض كند يعني وقتي كه احساس ميكند كه ديگر
نميتواند اين معادلهي "باتقوا" بودن و بالاخص شرط "در دين قوي
بودن" را از بچه مسلمونا بگيرد معادله را جور ديگري طرحريزي ميكند و مينويسد
و مديريت ميكند ...
حاشـــيه3:
اين مديريت در تعويض نرم معادلهي "در دين قوي بودن" را دشمن ميتواند
در اشكال گوناگون انجام بدهد:
مثلا
الگوي مثبت را با خنثي جابجا كند! (جابجايي آن با منفي در رتبهي بعد اتفاق ميافتد)
مثلا شما
را با مناقشه در مصاديق گرفتار بيهودگي كند!
مثلا
...
حاشـــيه4:
انسانهاي ساده به دنبال معادلههاي ساده هستند و وقتي ميگويي: "در دين قوي
باش" ظاهرش را شايد بفهمد ولي باطنش را درك نميكند و آنها كه بيشتر درك ميكنند
و مي فهمند نيز هم ظاهر را مي فهمند و هم قسمتي از باطن را ولي مشكل آنجاست كه آن
مقدار از "باطن" هم كه درك كردهاند را با برچسب "شعاري بودن"
تف ميكنند!! الگوي "در دين قوي بودن" را ميبيند ولي از او دفاع نميكند
روي آن الگو "سرمايهگذاري" نميكند و ...
حاشـــيه5:
اگر مراقب اين معادله نباشيم و عقبنشيني كنيم چه در معنا و مفهوم چه در مصاديق
خالصش آنوقت ميشود كه به جاي محصولاتي در وصف "وصل" و
"اميدواري" تن به محصولاتي از جنس "جدايي" و
"نااميدي" ميدهيم.
ليــــــنكهاي پيـــــشنهادي:
» مسئله فقط درد نیست ... (وبلاگ اسکالپل)
» مرحوم مرتضوی ... (وبلاگ سایرن)
(1) نهجالبلاغه،خطبه
همام
(2) بيانات امامخامنهاي در
ديدار با جوانان به مناسبت هفتهي جوان،7/2/1377
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 18:33  توسط حسین قادري
|
براي مشاهدهي تصوير در اندازهي بزرگتر لطفا ايــــنجا كليك كنيد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 4:44  توسط حسین قادري
|
ملولا
...
اميرالمؤمنينعلي(عليهالسلام) ميفرمايند:
«و به آنكس كه بهستوه آمده و توان تحمل ندارد اعتماد نكن.» (1)
كوتاهي
نكنند ...
امامخامنهاي(حفظهالله) ميفرمايند:
« علماى دين در برابر اختلاف افكنى مذهبى ساكت ننشينند؛ روشنفكران در
دميدن روح اميد در جوانان كوتاهى نكنند؛ سياستمداران و زمامداران، مردم خود را در
صحنه نگهدارند و به آنان تكيه كنند ... » (2)
چندين
و چندين حاشيهي كوتاه و پاياني در سال 1390:
حاشيه1:
بگذريم از مباحثي كه برخي ذهنهاي حتي آگاه با موضوعيت "اوامر رهبري" و
"ولايت" مطرح ميكنند و تقسيماتي از جمله "مولوي" و
"ارشادي" مطرح ميشود و غيره ... و اتفاقا متوقف شويم در همان ابتداي
تركيب "امر رهبري" ] ارشادي يا مولوي يا هرچي![ يعني "امـــر"؛ حتي اگر
"توصيه" و "نصيحت" باشد حتي اگر قيدهايي مثل
"پدرانه" و يا "برادرانه" آن "امر" را همراهي كنند.
حاشيه2:
آن كس كه "مينويسد" و آن كس كه "ميخواند" آن كس كه "مينوازد"
و آن كس كه "ميسازد" و آن كس كه "بهروز" ميكند و آن كس كه
"موعظه" ميكند و آن كس كه "هدايت" ميكند و آن كس كه "ميداند"
و آن كس كه ... خلاصه آن كس كه ميخواهد "فكرش" را "منتشر"
كند بايد مراقبت كند! "مراقبت كردن" مهم است نه از آن جهت كه من گفتم و
نوشتم!! نه!! اين حرف من نيست "احاديث ولايت" ميگويند.
حاشيه3:
مراقبت از اينكه مصداق سخن اميرالمؤمنين(عليهالسلام) نشود؛ نكند به ستوه بيايد
و شيون "نااميدي" كند و فرياد از "خواري" زند و خود را گم كند
و سايرين {خانوادهاش و اقوامش و ملتش و جامعهاش و امتش و ...} را نيز متهم كند
تا بدون سرباز نباشد!
حاشيه4:
ميدانم سخت است پذيرفتن امر و نصيحت.
حاشيه5:
آنان كه با نداي "ماميتوانيم" پيشرفتن و نهايتش را ديدند آنانكه با
نداي "روح اميد" پيشرفتن و "شهادتش" را ديدن. آنان نيز ميدانستند
كه پذيرفتن امر و نصيحت سخت است ولي "سعادتش" را ديدن.
حاشيه6:
دوست عزيزي حرف جالبي مي زد، ميگفت: "اگر مصطفي احمدي روشن فرضا از فشار بينالمللي
و فقر صنعتي و علوم هستهاي" شيون و فرياد ميكرد نهايتش چه ميشد؟! اگر به
ستوه ميآمد آنوقت آيا ميتوانست نهايتا "خدا" را ببيند؟!!! اصلا مگر ميشود يك
انسان "نــــــااميــــــد" شهيد شود؟!!"
حاشيه7:
بهار و سال نو آن وقتي است كه ديگر در اجابت امر "دميدن روح امـــــيد" كوتاهي
نكنيم ...
حاشيه8:
انشــــــــــــاءالله
ليــــــنكهاي پيـــــشنهادي:
» خاطرههاي سال 90 به روايت "يامينپور" (وبلاگ كيستي ما)
» چرا احمدينژاد گزينهي "شوخي" را انتخاب كرد؟! (وبلاگ جدي گفتم)
(1)
نهجالبلاغه،حكمت211
(2) پيام رهبر
معظم انقلاب اسلامى به مناسبت كنگره عظيم حج،08/ 10/ 1385
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 14:58  توسط حسین قادري
|